تبلیغات
مدیریت مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی - ملاكهاى اساسى حفاظت اطلاعات

مدیریت مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی

Music v:12 Music v:12 Music v:12 Music v:12

آخرین مطالب ارسالی

ملاكهاى اساسى حفاظت اطلاعات

طبقه بندی: اطلاعات و حفاظت اطلاعات، 

ملاك اول : بیش از مقدار نیاز (در عمل ) در جستجوى اطلاعات نباش
انـسـان خصلتى جستجوگر دارد، مى خواهد از همه چیز و هر چیز سر در بیاورد و پى به اسرار هـر چـیزى ببرد. این خصلت در همه جا پسندیده نیست از این جهت باید با كسى كه بیش از احتیاج خـود یـا بـیـش از نـیـاز مـاءمـوریـت خـود به جمع آورى اطلاعات مى پردازد و براى بدست آوردن اسـرارى كـه مـربـوط بـه او نـمـى شـود، اصـرار مـى ورزد، مـبـارزه كرد؛ زیرا به دست آوردن اطـلاعـات و اسـرارى كـه مـربـوط بـه انـسـان نـمـى شـود، هـم بـراى خـود و هـم بـراى دیگران مشكل مى آفریند.
قـرآن كـریـم انسان را از جستجو و به دست آوردن اطلاعات از امورى كه ارتباطى به او ندارد و اگر افشا شود به ضررش تمام مى شود، برحذر داشته است .
((یـا اَیـّهـا الّذیـن امـَنـوا لا تـَسـْاءَلُوا عَنْ اَشْیاءَ اِنْ تُبْدَلَكُمْ تَسُؤ كُمْ)) ((... قَدْ سَاَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ اَصْبَحُوا بِها كافِرینَ))اى كـسـانـى كـه ایمان آورده اید! از چیزهایى نپرسید كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را نـاراحـت مـى كـنـد...جمعى از پیشینیان از آنها سؤ ال كردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند. (ممكن است شما هم چنان سرنوشتى پیدا كنید.)
شاءن نزول
از امیر مؤ منان على (ع )چنین روایت شده است :
((روزى پـیـامـبـر(ص )خـطـبـه اى خـوانـد و دستور خدا را درباره حج بیان كرد. شخصى به نام عـكـاشـه ـ و بـه روایـتـى سـراقـه ـ گـفـت : آیـا ایـن دسـتـور بـراى هـر سـال اسـت ، و هـمـه سـال بـایـد حـج بـجـا بـیـاوریـم ؟ پـیـامـبـر(ص )بـه سـؤ ال او پـاسـخ نـگـفـت ، ولى او لجـاجـت كـرد، و دو بـار و یـا سـه بـار، سـؤ ال خـود را تـكـرار نـمـود. پـیـامـبـر(ص )فـرمـود: اگـر در جـواب تـو بگویم بلى ، حج در همه سـال بـر هـمـه شـمـا واجب مى شود و اگر در همه سال واجب باشد توانائى انجام آن را نخواهید داشت و اگر با آن مخالفت كنید گناهكار خواهید بود، بنابراین مادامى كه چیزى به شما نگفته ام روى آن اصـرار نورزید؛ زیرا (یكى از) امورى كه باعث هلاكت (بعضى از) اقوام گذشته شد ایـن بـود كـه لجـاجـت و پـرحـرفـى مـى كـردنـد و از پـیـامـبـرشـان زیـاد سـؤ ال مى نمودند. بنابراین هنگامى كه به شما دستورى مى دهم به اندازه توانائى خود آن را انجام دهید و هنگامى كه شما را از چیزى نهى مى كنم خوددارى كنید.))
بـى تـردیـد سـؤ ال كـلیـد فـهـم حـقـائق اسـت و بـه هـمـیـن دلیـل كـسانى كه كمتر مى پرسند، كمتر مى دانند، و در آیات و روایات نیز بر آن تاءكید شده اسـت . امـا ایـن قـانـون كـلّى اسـتـثـنـائى هـم دارد. بـایـنـكـه گـاهـى پـاره اى از مسائل و اخبار، پنهان بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تاءمین مصالح افراد بهتر است و به همین دلیـل خـداونـد حكیم از روى حكمت برخى مسائل را در جهان هستى آشكار ساخته و برخى از آنها را پـوشـیـده داشته است . چه بسا مواردى كه از دید انسان مخفى مانده اگر براى وى آشكار گردد مـوجـب اخـتلال نظام و تغییر سرنوشت و حیات او شود. در این گونه موارد جستجوها و پرسشهاى پـى درپـى ، بـراى پـرده برداشتن از واقعیت ، نه تنها فضیلتى ندارد بلكه مذموم و ناپسند نـیـز مـى بـاشـد. مـثـلاً اغـلب پزشكان صلاح در این مى دانند كه بیماریهاى حادّ و سخت و صعب العـلاج را از بـیـمار پنهان دارند، تنها گاهى اطرافیان را در جریان مى گذارند، با این شرط كه از بیمار پنهان دارند. زیرا اگر بیمار از عمق بیمارى خود آگاه گردد، گرفتار وحشتى مى شود كه ممكن است منجر به مرگ او شود.
در مـسـائل نـظـامـى كـه سـرنوشت جامعه و خود فرد مطرح است ، عمق این قضیه بیشتر روشن مى شـود. بـنـابـرایـن آیـه مـبـاركـه مـؤ مـنـان را از سـؤ الاتـى كـه آشـكـار شـدنـش بـرایـشـان مـشـكـل آفـریـن اسـت ، نـهـى كـرده اسـت . گـرچـه سـیـاق آیـه ، نـهـى از سـؤ ال از پـیـامـبـر(ص )در زمـیـنـه احـكـام الهـى اسـت . امـّا بـا القـاء خـصـوصـیـت و تـوجـه بـه عـلل و پـیـامـدهـاى مـسـاءله ، مـى تـوان آن را تـعـمـیـم داد. و شـاءن نزول فقط مصداقى را روشن ساخته نه اینكه آیه را محدود به قضیه خاصى نماید. بنابراین خـداونـد انـسـان را از سـؤ ال پـیـرامـون احـكـامـى كـه عـفـو شـده و یـا از عـلل و عـوامـلى كـه اگـر آشـكـار شـود مـوجـب هـلاكـت و یـا سـرپیچى او مى شود، نهى كرده است . هـمچنانكه در جمله ((ثم اصبحوا بها كافرین )) كه در مورد اقوام پیشینیان مطرح است ، این دو نكته استنباط مى شود.
1 ـ آنـان در اثـر سـؤ الهـاى بـیـجـا و پـى بـردن بـه بـرخـى حـقـائق ، بـه مـوقـع عمل ، كفر مى ورزیدند؛ یعنى به مخالفت و سرپیچى با پیامبران خویش برمى خاستند.
2 ـ بـه دلیـل عـدم ظـرفـیـت پـذیـرش حـقـائق ، كـلاً كـافـر مـى شـدنـد و بـه انـكـار اصـل قـضـیـه مـى پـرداخـتـنـد. چـرا انـسـان سـرى را كـه درد نـمـى كـنـد دسـتـمـال ببندد و با به دست آوردن اخبار و اطلاعات نظامى كه به او مربوط نمى شود، براى خود و دیگران دردسر بیافریند. زیرا داشتن اطلاعات ، آنهم از نوع محرمانه و سرى ، على رغم ایـنـكـه شیرین است امّا گاه تلخى آن چون زهر كشنده ، آدمى را مى آزارد. چنین كسى بنابر وظیفه شـرعـى خـیلى باید مراقب صحبتها، سخنرانیها و مصاحبه هاى خود باشد كه چیزى از این اسرار فـاش نـشـود و مـرتـكـب گـنـاه و معصیت نگردد. علاوه كه چون او داراى گوهرى گرانبها و عسلى شـیـریـن اسـت . اگـر سارقان گوهریاب و سازمانهاى جاسوسى پى به ماهیت او ببرند، جانش بـه خـطـر خـواهـد افـتـاد. و مـهـمـتـر هـمـان نكته اى بود كه در آیه شریفه مطرح شده است . به دلیـل عـدم ظـرفـیـت و عـدم تـوانـایـى تحلیل و توجیه اخبار و اطلاعات ، ممكن است به مخالفت و سـرپـیـچـى بـا فـرمـانـدهـان بـرخـیـزد و یـا كـلاً از صـراط مـسـتـقـیـم مـنـحرف شده و نسبت به اصل قضیّه و یا نظام اسلامى منكر و كافر گردد. (ثُمَّ اَصْبَحُوا بِها كافِرینَ) بلكه باید حدّ و مرز وظائف خود را بشناسد و در همان گستره حركت كند.
امیر مؤ منان (ع )فرمود:
((اِنَّ اللّهَ افـْتـَرضَ عـَلَیـْكـُمْ فَرائِضَ فَلا تُضیعُوها وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُودا فَلا تَعْتَدُوها وَ نَهى عَنْ اءَشـْیـاءٍ فـَلا تـَنـْتـَهـَكـُوهـا وَ سـَكـَتَ لَكـُمْ عـَنْ اءَشـْیـاءٍ وَ لَمْ یـَدْعـُهـا نـِسـْیـانـاً فـَلا تَتَكَلَّفُوها))

خـداونـد واجـباتى براى شما قرار داده آنها را ضایع مكنید و حدود و مرزهائى تعیین كرده از آنها تـجـاوز نـنـمائید و از امورى نهى كرده در برابر آنها پرده درى نكنید، و از امورى ساكت شده و صـلاح در كـتـمـان آن دیـده و هـیـچـگـاه این كتمان از روى نسیان نبوده ، در برابر اینگونه امور، اصرارى در افشاء آنها نداشته باشید.
نكته اى دیگر كه از این روایت و شاءن نزول آیه شریفه استفاده مى شود و مخاطب آن فرماندهان و مـسـؤ ولان اسـت ، ایـن است كه آنان نباید اخبار و اطلاعات را در اختیار دیگران قرار دهند. و به غـیـر اهـلش بسپارند. و بهترین راه در این موارد سكوت است . همچنانكه پیامبر اكرم (ص )پاسخ سؤ ال عكاشه را نداد. و در مقابل اصرار و لجاجت او، نصیحتش كردند و فرمودند:
((مـادام كـه چـیـزى به شما نگفته ام روى آن اصرار نورزید؛ زیرا یكى از عللى كه باعث هلاكت (بعضى از) اقوام گذشته شد این بود كه لجاجت و پرحرفى مى كردند.))
الگو و اسوه فرماندهان ، امیر مؤ منان على (ع )به نیروهاى نظامى نوشت :
((اَلا وَ اِنَّ لَكُمْ عِنْدى اَنْ لا اَحْتَجِرَ دُونَكُمْ سِرّاً اِلاّ فى حَرْبٍ))
آگاه باشید؛ حق شما بر من این است كه رازى را از شما پوشیده ندارم مگر در جنگ .
امـام صـادق (ع )بـه مـؤ مـن طـاق فـرمـود كه وى نمى تواند همه اطلاعات و معلومات خویش را در اختیار او بگذارد.
((یَاءبْنَ النُّعمانِ! اِنَّ الْعالِمَ لا یَقْدِرُ اَنْ یُخْبِرُكَ بِكُلِّ ما یَعْلَم ))اى فرزند نعمان ! عالم (منظور خود حضرت است ) نمى تواند هر آنچه مى داند به تو بگوید.
امام على (ع )فرمود:
((لَیْسَ كُلُّ مَكْتُومٍ یَسُوغُ اِظْهارُهُ لَكَ))روا نیست هر رازى براى تو بازگو شود.
ملاك دوم : اسرارت را به هیچ كس نگوانسان نباید تصور كند كه وقتى حرفى را پیش دیگرى مى گوید، او به دیگرى نمى گوید و این راز همچنان در سینه اش باقى خواهد ماند.
امام باقر(ع ) فرمود:
((وَ كُلُّ حَدیثٍ جاوَزَ اِثْنَیْنِ فَشا
هر سخنى كه بیش از دو نفر بر آن آگاه شوند، فاش خواهد شد.
امام على (ع )فرمود:
((مَنْ اَسَرَّ اِلى غَیْرِ ثِقَه ضیعَ سِرُّهُ)
كسى كه رازش را به فرد غیر مطمئن بسپارد، آن را ضایع ساخته و سرّش فاش خواهد شد.
این قضیه طبیعى است كه وقتى شما رازت را به او گفتى ، او هم به سومى مى گوید و سوّمى هـم بـه چهارمى و ...كه با روش : ((به تو مى گویم و تو به كسى نگو)) به همه گفته مى شود.
امام على (ع ) فرمود:
كُلُّما كَثُرَ خُزّانَ الاَْسْرارِ، زادَتْ ضِیاعاً))
هر چه مراكز و آگاهان از اسرار افزون گردد و اطلاعات در اختیار افراد و مراكز بیشترى قرار گیرد، ضایعات آن (لو رفتن ) نیز بیشتر مى شود.
خـلاصـه ((اگـر سـیـنـه مـرد از اسرار خودش تنگ تر باشد، پس سینه كسى كه اسرار به او سپرده شده ، تنگ تر است .))
ملاك سوم : عواطف را در اسرار دخالت نده
اسـرار را بـه هـر كـسى نگو. نباید با خود اندیشید كه این برادر من است ، آن دوست صمیمى من اسـت ، او پـسرخاله من است و بدین ترتیب ، اسرار و اطلاعات را براى آنان بازگو كرد، زیرا بـه هـمـیـن صـورت اطـلاعات فاش مى شود و ممكن است روزى همان دوست به خاطر مسائلى ، به دشمن تبدیل شود.
امام صادق (ع )به ابن نعمان فرمود:
((كُفُّوا عَنِ النّاسِ وَ لا یَقُل : اَحَدُكُمْ اخى وَ عَمّى وَ جارى ))
خود را از مردم باز دارید، نگویید فلانى برادر من است و آن یكى عموى من یا همسایه من است .
ملاك چهارم : اندیشیدن به عواقب كاركـسـى كـه مـى خـواهـد اسـرارى را فـاش كـنـد، بـایـد از خـود، ایـن سـؤ ال را بـكـنـد كـه اگـر ایـن اسـرار و اطـلاعات به دست دشمن بیفتد چه مى شود؟ اگر همان فرد مـطـمـئنـى كه این اسرار را به او گفته ، فرد نابكارى از آب درآمد و نفوذى بود، چه مى شود؟ با لو رفتن اسرار چه به سر او و دوستان و همرزمانش مى آید؟ اگر دشمنى با به دست آوردن اطلاعات به قتل عام دست زد خون آنان به گردن كیست ؟ اگر دشمن پیروز شد، چه كسى آب به آسـیـاب دشـمـن ریـخته و او را در پیروزیهایش كمك كرده است ؟ بعلاوه ، در آخرت نیز مورد سؤ ال و جواب قرار مى گیرد و به خاطر افشاگرى عذاب سختى خواهد داشت .
بنابراین ، باید این سخن امیر مؤ منان را پیوسته آویزه گوش داشت كه فرمود:
((سِرُّكَ اَسیرُكَ فَاِذا اَفْشَیْتَهُ صِرْتَ اَسیرَهُ))
سرّ تو اسیر توست پس اگر آن را افشا كردى ، اسیر آن خواهى شد.
پیامبر(ص )فرمود:
((اَلتَّقِیَّه مِنْ اَفْضَلِ اَعْمالِ الْمُوْمِنِ یَصُونَ بِها نَفْسَهُ وَ اِخْوانَهُ عَنِ الْفاجِرینَ))
تـقـیـّه و راز نـگـهـدارى از بـهـتـریـن كارهاى مؤ من است كه توسط آن خود و برادرانش را از شرّ فاجرین و اشرار حفظ مى كند.




شیخ المجاهدین سه شنبه 8 دی 1394 نظرات() ادامه مطلب
anabelkrumm.wordpress.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ساعت 20 و 11 دقیقه و 44 ثانیه
What i do not understood is in reality how you're not really much more neatly-liked than you may be now.
You are so intelligent. You understand thus considerably in relation to this subject,
produced me in my view imagine it from so many various angles.
Its like men and women aren't fascinated except it is something to do with Girl gaga!
Your individual stuffs great. At all times handle it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابر برچسب