تبلیغات
مدیریت مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی - ساواک

مدیریت مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی

Music v:12 Music v:12 Music v:12 Music v:12

آخرین مطالب ارسالی

ساواک

طبقه بندی: سازمان های جاسوسی، 

آمریكایی ها كه از جنبش های ملی به ویژه از جنبش های دوران حکومت مصدق و ملی شدن صنعت نفت تجربه های تلخی داشتند , برای تامین و نگهداری منافع اقتصادی كارتل های نفتی خود , سرویس مخفی آمریكا (سیا) را جلو انداختند تا با دار و دسته ی شاه و سایر خانواده های ثروتمند ایرانی وارد گفتگو و عمل گردند .

بدین ترتیب , ساواک در سال 1335 توسط اعضای سیا پی ریزی شد و با تقدیم لایحه ی تاسیس آن به مجلس در سال 1336 رسما فعّالیت خود را آغاز كرد . بلافاصله پس از تاسیس رسمی ساواک , قدرت دیگری وارد گود شد كه به خاطر منافع کاملا ملموس خود به توسعه ی ساواک كمك می كرد. این قدرت , سازمان جاسوسی اسرائیل بود كه به خاطر یك هدف درازمدت ماموران ساواک را آموزش می داد.


 ساواک: به معنی سازمان اطلاعات وامنیت کشور

 

رؤسای ساواک

آمریكایی ها كه از جنبش های ملی به ویژه از جنبش های دوران حکومت مصدق و ملی شدن صنعت نفت تجربه های تلخی داشتند , برای تامین و نگهداری منافع اقتصادی كارتل های نفتی خود , سرویس مخفی آمریكا (سیا) را جلو انداختند تا با دار و دسته ی شاه و سایر خانواده های ثروتمند ایرانی وارد گفتگو و عمل گردند .

بدین ترتیب , ساواک در سال 1335 توسط اعضای سیا پی ریزی شد و با تقدیم لایحه ی تاسیس آن به مجلس در سال 1336 رسما فعّالیت خود را آغاز كرد . بلافاصله پس از تاسیس رسمی ساواک , قدرت دیگری وارد گود شد كه به خاطر منافع کاملا ملموس خود به توسعه ی ساواک كمك می كرد. این قدرت , سازمان جاسوسی اسرائیل بود كه به خاطر یك هدف درازمدت ماموران ساواک را آموزش می داد.

با وجود این , ساواک در پس روابط به ظاهر موزون خود با سازمان های پدرخوانده ی خارجی , بارها دست خوش بحران داخلی شد. این بحران ها پس از انتصاب نخستین رئیس ساواک یعنی ژنرال تیمور بختیار كه توسط اپوزسیون ایران با آدولف آیشمن جنایتکار نازی مقایسه می شد , آغاز گردید. او این لقب را قبل از هر چیزی در جریان خیزش انقلابی آذربایجان در سال های 1325 ـ1323 كسب كرد و این زمانی بود كه بختیار با درجه ی سرگردی , نیروهای دولتی را در کشتار هولناک قیام كنندگان در پشت خطوط هدایت می كرد.

بختیار پس از بازگشت به تهران , درجه ی سرهنگی گرفت و كمی بعد به درجه ی ژنرالی ارتقا یافت . او به عنوان فرمانده ی تیپ تانک منطقه ی غرب ایران نقش مهمی در کودتای نظامی سیا كه در اثر آن شاه دوباره به قدرت رسید , ایفا كرد. با این سوابق كافی بود كه او را به مقام فرمانداری نظامی تهران منصوب کنند.

در این زمان بختیار دو واحد تخصصی اطلاعاتی را کنترل می كرد كه عبارت بودند از :

رکن 2 ارتش كه مسئولیت اصلی آن براندازی مخالفان در ارتش ایران بود و آگاهی كه برای مقابله با احزاب مخالف , اتحادیه های کارگران مخالف و انتشارات مخالف به كار   می رفت .

بختیار از این قدرت خود به طور نامحدودی استفاده كرد. در دوره مسئولیت وی ده ها هزار نفر از مخالفان سیاسی در سیاهچال ها و اسارتگاه ها به بند كشیده شدند.تعداد زیادی اعدام گردیدند و عده ای بیشتر از اعدام شدگان ناپدید شدند.

پا چنین تدابیری بختیار خود را برای ریاست ساواک آماده و شایسته نشان داد. با افزایش قدرت بختیار , در سال های بعد بین او و شاه اختلافاتی بروز كرد كه منجر به درگیری های خونینی در تهران و سایر شهرهای ایران شد.

بختیار اصلاحات ارضی شاه را بهانه قرار داد و به تحریك ثروتمندان علیه شاه برخاست. اما شاه كه قدرت بیشتری از رئیس ساواک داشت او را به اروپا تبعید كرد. او در تبعید هم دست از مبارزه علیه رژیم بر نداشت و سرانجام به دست یك انگلیسی كه توسط ساواک اجیر شده بود به قتل رسید.

افزون بر ساواك , دو سازمان امنیتی دیگر ـ بازرسی شاهنشاهی و ركن 2 ارتش ـ نیز وجود داشت . اداره سازمان بازرسی را كه در سال 1337 تاسیس شده بود را فرودست , دوست دوران كودكی شاه برعهده داشت . مهم ترین كار ویژه آن , نظارت بر ساواک , جلوگیری از دسیسه های نظامی و ارایه گزارشهایی درباره فعالیت های مالی خانواده های ثروتمند بود. رکن 2 ارتش ، در سال 1342 و به تقلید از اداره دوم فرانسه تاسیس شد . این سازمان به عنوان بخشی از تشكیلات نیروهای مسلح نه تنها اطلاعات سری نظامی را گردآوری می كرد , بلکه دو سازمان ساواک و بازرسی شاهنشاهی را نیز از نزدیك زیر نظر داشت . رئیس بعدی ساواک ژنرال پاكروان بود. او كسی بود كه به وسیله آمریكایی ها در زمینه جنگ های روانی آموزش دیده بود. وی شیوه كار ساواک را بر همین اساس قرار داد. در دوره پاكروان اعمال فشارهای روانی جایگزین بخش نسبتا مهمی از شکنجه های جسمی شد ؛ مانند جعل اظهارات شاهدان , تحریك و دسیسه علیه زندانی ها , تهدید و ارعاب خانواده های مخالفان رژیم و دیگر شیوه های جدید. این شیوه كار به اختلاف عقیده در سلسله مراتب ساواک انجامید , به ویژه فردی چون ژنرال نصیری دوست نزدیك شاه و از بازیگران اصلی کودتای 28 مرداد 1332 با این روش مخالف بود. مناسبات دوستانه شاه و نصیری سبب شد تا شاه با پذیرش پیشنهادهای وی , او را به ریاست ساواک منصوب كند. از همین زمان است كه نصیری به عنوان منفورترین مرد ایران , ساواک را به تدریج به یك سازمان جهنمی تبدیل كرد.او مردی فاسد , قسی القلب و مبتلا به سادیسم بود. حساب های بانكی گوناگون او در داخل و خارج كشور ظرف چند سال به میلیون ها دلار رسید. بیشتر ماموران ساواک , افسران ارتش و یا افرادی بودند كه سوابق فساد و جنایت داشتند. این افراد به خاطر وابستگی شاه به ساواک آزادانه هر قانونی را زیرپا می گذاشتند. گاهی حتی اعضا مجبور می شدند تصمیم های سیاسی خود را به علت تضاد با ملاحظات امنیتی ساواک , ملغی كنند. اما قدرت ساواک کاملا نامحدود نبود. مبارزه علیه بختیار , نخستین رئیس ساواک , به شاه این درس را داده بود تا وی در تحكیم موقعیت خود بکوشد. چنان كه اشاره شد , سازمان بازرسی شاهنشاهی و سازمان بازرسی شخصی او , یعنی دفتر ویژه , علاوه بر تمام اداره ها و دستگاه ها , ساواک را نیز كنترل می كرد.

تشكیلات ساواک

سازمان اطلاعات و امنیت كشور « ساواک » از ده اداره کل تشكیل یافته بود :

1 ـ اداره كل یكم : در راس این اداره رئیس ساواک قرار داشت و شامل بخش های كارگزینی , ارتباط و مخابرات , عملیات سری , بخش تشریفات , مشاوران و بازرسان و دبیرخانه بود.

2 ـ اداره كل دوم : كار این شعبه كسب اطلاعات در خارج از کشور بود و با ستاد ارتش همكاری داشت .

3 ـ اداره كل سوم : این شعبه به کمیته شهرت داشته و مسئولیت حفظ امنیت داخلی كشور را به عهده داشت . كمیته مركب از نمایندگان ارتش , شهربانی و ژاندارمری بود كه وظایف آن به شرح زیر بوده است :

الف ـ دایره گشت : ماموران دایره گشت ماموریت داشتند به هر محلی كه مشكوك شدند بدون اجازه دادستان وارد شوند و مظنونان را دستگیر نمایند. افراد دایره گشت هر وقت كسی را دستگیر می كردند , در طول انتقال به زندان در همان اتومبیل گشت شكنجه كرده و اظهار می داشتند كه افراد بازداشتی درحین دستگیری زخمی شده اند.

ب ـ دایره شکنجه : ماموران این دایره از متخصصان شکنجه بودند و در زندان های ساواک افراد دستگیر را شکنجه می کردند. این ماموران خود به دو دسته تقسیم می شدند : گروه اول متخصصان شكنجه های روحی بودند كه با پخش نوارهای مختلف از تیراندازی , خنده , گریه و التماس یا خواهش , ریختن آب سرد , پخش صدای ماشین و آژیر در زندان به شکنجه افراد می پرداختند و گروه دوم متخصصان شكنجه های جسمی و فیزیكی بودند كه با انواع شکنجه های جسمی و بدنی زندانی را وادار به اعتراف می كردند.

بخش بازجویی : یك زندانی , پس از شکنجه های مقدماتی , به بخش بازجویی برده می شد . گاه از یك زندانی توسط چند بازجو به مدت 24 ساعت بازجویی

می شد. گاه زندانی را قبل از شروع بازجویی تنها می گذاشتند تا نوعی حالت تشویش و نگرانی به او دست بدهد. این قسمت مستقیما زیر نظر پرویز ثابتی , چهره معروفی كه به مقام امنیتی معروف شده بود  اداره می شد

4 . اداره كل چهارم : مسئولین این اداره کنترل ماموران ساواک و جاسوسی در میان آن ها بود.

5 . اداره كل پنجم : امور فنی و تكنیكی ساواک از قبیل تهیه عکس برای کارمندان ساواک جهت كارهای اداری و افراد دستگیر شده و زندانی و نیز افرادی كه زیر شکنجه کشته   می شدند , وظیفه این اداره بود.

6 . اداره كل ششم : قسمت امور مالی و حقوقی ساواک بود و پرداخت حقوق افراد ساواک و مخارج سازمان را به عهده داشت . پرسنل رسمی ساواک حقوق خود را از بانک مركزی دریافت می كردند و پاداش و مزایای آن ها به صورت نقدی در محل سازمان پرداخت می شد. هم چنین , یك بودجه محرمانه به میزان نامحدود نیز در اختیار این شعبه قرار داشت كه برای تشویق به افراد ساواک و ماموران وابسته به آن پرداخت می گردید.

7 . اداره كل هفتم : مسئول جمع آوری اطلاعات داخلی و خارجی از كادر پرسنلی ساواک و افراد مشكوك و مخالف رژیم و تجزیه و تحلیل آنها بود .

8 . اداره كل هشتم : مسئولیت کنترل اتباع بیگانه و سفارتخانه های خارجی و در واقع مسئولیت ضد جاسوسی کشور را برعهده داشت . افراد شاغل در این شعبه گاه برای تعقیب و دستگیری جاسوسان به خارج از کشور می رفتند.

9 . اداره كل نهم : کلیه سوابق پرسنل ساواک و نیز سوابق مخالفان و زندانیان در این شعبه نگهداری و به شدت از آن محافظت می شد.

10 . اداره كل دهم : امور مربوط به بهداری و بیمارستان ساواک تحت کنترل این اداره بود. برای افراد ساواک یك درمانگاه و بیمارستان مجهز وجود داشت كه محل آن در سلطنت آباد بود . البته بیمارستان 501 ارتش نیز در اختیار ساواک بود و افراد ساواک كه در عملیات شهری زخمی می شدند برای معالجه به این بیمارستان انتقال می یافتند.

در راس این ده اداره كه بدنه اصلی ساواک را تشكیل می دادند , ژنرال نصیری قرار داشت و در این میان قدرت اصلی در قبضه پرویز ثابتی بود. هر اداره كل یك مدیرکل داشت و هر مدیرکل دو معاون و نیز یك مقام مسئول داشت كه معاونان شامل معاون عملیاتی و معاون تخصصی می شد. هر اداره كل دارای 8 الی 12 اداره بود كه زیر نظر معاونان انجام وظیفه می كرد و نیزهر اداره دارای چند بخش و هر بخش دارای چند دایره بود.

هسته اصلی نیروی انسانی این ده اداره كل كه بدان ها اشاره شد در سلطنت آباد واقع در باغ مهران بود. افراد شاغل در این سازمان از وجود یكدیگر بی اطلاع بوده و جز در موارد معدودی یكدیگر را نمی شناختند.

حتی افراد شاغل در یك اداره كل که وظایف مشتركی داشتند , در بسیاری از موارد دیگر پرسنل را به خوبی نمی شناختند و ارتباط آن ها توسط مکاتبه و با اسم مستعار انجام     می شد و نیز در هر اداره كل کارکنان آن دارای کارت های شناسایی مجزا با رنگ های متفاوت بودند. علت انتخاب رنگ در کارت های شناسایی به این منظور بود كه افراد آن با یكدیگر در تماس نباشند. بدین صورت كه كسانی كه کارت سبز رنگ اداره كل یكم راداشتند نمی توانستند به ساختمان اداره كل دوم وارد شوند و كسانی كه کارت سفید اداره كل دوم را داشتند به ادارات كل دیگر راه نمی یافتند و از ورود آن ها جلوگیری می شد و در صورتی كه كسی كار شخصی یا اداری داشت فقط با مکاتبه و نام مستعار کارش را انجام می داد.

اهداف تشكیل ساواك

ساواک به مثابه بخشی از كل مجموعه دستگاه اداری ـ نظامی ایران برای اهداف زیر به وجود آمده بود :

الف ) تامین امنیت رژیم استبدادی و سركوب توده های مردم

از اهداف سازمان امنیت تامین منافع امپریالیسم , سرمایه داران , زمین داران و بوروكرات ها بود و چون منافع اینان با منافع توده های مردم در تضاد کامل بود , از این رو سرکوب توده های مردم از عمده ترین وظایف سازمان امنیت بود.

این سركوب نه تنها از طریق کشتار , شکنجه , زندان , تبعید , احضار و غدغن كردن اجتماعات انجام می گرفت , بلکه از راه هایی چون خبرچینی , پرونده سازی , دخالت در زندگی شخصی افراد , توطئه چینی , فاشیزه كردن محیط كار و زندگی , نظامی كردن همه شئون , ایجاد سازمان های فاشیستی ونیمه نظامی مانند :

« سازمان نگهبانان انقلاب » و « سازمان دفاع ملی » , « تربیت » , « گروه های ضدپارتیزانی » , ایجاد گروه هایی مانند « گروه جانباز »

ایجاد محافل اوباش از قبیل باشگاه های ورزشی مانند تاج و غیره , توسعه گانگستریسم سندیكایی (از نوع آمریكا) و سپردن سرنوشت کارگران به این اوباش مزدور ارتش و دربار , نظامی كردن دانشگاه , تبدیل مدارس به محیط اختناق و فشار و… صورت می گرفت و توسعه می یافت .

ب ) اشاعه فرهنگ نو استعماری و سركوب فرهنگ مذهبی و ملی مردم

پخش و اشاعه ی فرهنگ نو استعماری گاه به طور مستقیم از طریق سازمان های جاسوسی صورت می گرفت , مانند انجمن های دوستی ایران و آمریكا , ایران و انگلیس , سپاهیان صلح , میسیون های مذهبی , کلوپ های مختلف , کنفرانس های علمی كه بودجه آن از طریق بنیادهای خصوصی و گاه از طریق ساواک تامین می شد.

این سازمان با در دست داشتن رادیو , تلویزیون , اداره هنرهای زیبا , سازمان هدایت جوانان , کاخ جوانان , بنگاه های تعاونی روستایی , سازمان های دولتی دانشجویی به پخش فرهنگ نو استعماری می پرداخت .

ج ) كمك به تامین امنیت امپریالیسم در مناطق توفان زا به ویژه در خاورمیانه

سازمان امنیت از یك سو از طریق پیمان سنتو با کمیته های ضد جاسوسی و تخریب سازمان های جاسوسی بیگانه در رابطه و مامور اجرای اهداف آن ها بود و از سوی دیگر مستقیما با سیا و اینتلیجنت سرویسس ارتباط داشت . با توسعه شبکه های سازمان امنیت در سال های بعد , همكاری با كمیته های جاسوسی و تخریب پیمان های نظامی سنتو , ناتو و سیتو گسترش پیدا كرد. همكاری ساواك با سازمان های جاسوسی بیگانه هم برای توطئه , خرابكاری , پرونده سازی , تربیت گروه های ضدپارتیزانی , اجرای نقشه كودتا , كمك به سازمان های ارتجاعی و فاشیستی , حزب سازی وسندیكاسازی بود. همكاری ساواك با پلیس در كشورهای خارجی و روابط باسازمان های جاسوسی آن ها به منظور پرونده سازی برای دانشجویان مبارزخارج از كشور و توطئه علیه آنان و سازمان های آن ها بود.

معروف ترین شكنجه گران ساواك:

1. رضا عطارپور معروف به دكتر حسین زاده

2. محمدحسین ناصری معروف به عضدی

3. مصطفی هراد معروف به مصطفوی

4. احمد بیگدلی معروف به احمدی

5. بهمن نادری پور معروف به تهرانی

6. هوشنگ ازغندی معروف به منوچهری

7. محمدعلی شعبانی معروف به حسینی

8. فریدون توانگری معروف به آرش

9. جهانگیر تارخ معروف به جهانگیری

10. محمد نوید معروف به نبوی

11. هوشنگ فهافی معروف به هونگ

12. پرویز فرنژاد معروف به دكترجوان

13. بهمن معروف به شاهین

14. كاویانی

15. ایرج جهانگیری

16. عطاشهری مقدم

17.ناصر خدایاری

18. كامبیز اروم

19. كریم باستان نیا

20. یهودا عاقل

21. فریدون شادافزا

22. منوچهروظیفه خواه

23. سرهنگ زیبایی

24. صمیم

25. آریایی

26. كمالی

27.رضوان

28. رامین

و غیره...

این شکنجه گران هیچکدام دکتر نبوده بلکه در بی رحمی و شقاوت مفتخر به دریافت لقب «دکتر» شده بودند و برخی چون شعبانی (حسینی ) و عطارپور (حسین زاده ) از این نظر یك چهره بین المللی و از کارگزاران این اداره بودند.

شكنجه های روانی متداول در زندان های ساواك :

1 . صحنه های اعدام ساختگی : در این گونه موارد متهم را با چشمان بسته به محل اعدام می بردند; جوخه مرگ هم کاملا آماده می شد; سپس یك نفر با بیان جرم زندانی , حکم اعدام وی را قرائت می كرد و در حالی كه چشمان متهم بسته بود یكی از شکنجه گران كه مهارت خاصی داشت با دهان خود صدایی را درمی آورد كه انگار تیری شلیك شده زندانی به خیال این كه به طرف او شلیك شده بیهوش می شد. این اقدام یك تفریح برای شکنجه گران و یك عذاب سخت برای زندانیان بود. گاه برای این كه شخص را وادار به اعتراف و همكاری کنند , پس از این كه کاملا او را برای اعدام آماده می كردند در حالی كه یك نفر مشغول قرائت حکم اعدام بود , ناگاه یك نفر دوان دوان می آمد و می گفت , نخیر , نباید ایشان اعدام شود , من با او صحبت می كنم , حتما اعتراف خواهد كرد. بعد برای این كه صحنه کاملا طبیعی جلوه نماید , یكی دیگر از شکنجه گران با حالت اعتراض فریاد می زد : این چه مسخره بازی است  چرا اول دستور می دهید و بعد آن را لغو می كنید  و امثال این حرکات.

2 . گاهی برخی افراد را تا مدت مدیدی در توالت زندانی می كردند كه این عمل غیر از اینكه خوردن و خوابیدن او را مشکل می كرد , از نظر روانی نیز قابل تحمل نبود.

3 . در كنار سلول زندانی , نوارهایی پخش می كردند كه از آن صداهای مختلفی مانند خنده , گریه , ریزش آب , فریادهای دلخراش زندانی تحت شکنجه , صدای آژیر ماشین و… به گوش می رسید. زندانی با شنیدن این صداها در یك وضعیت مشوش و غیرقابل تحمل قرار می گرفت .

4 . بیداری دادن به زندانی به مدت طولانی كه در یك مورد تا 16 شبانه روز نیز ادامه داشته است .

5 . قرار دادن زندانی سیاسی در میان زندانیان جانی و تبهکار .

6 . ناسزاهای ركیك .

7 . تراشیدن ریش روحانیون با تیغ خشک و درآوردن لباس روحانیت آن ها كه گذشته از عذاب جسمی از نظر روحی نیز بسیار ناراحت کننده بود.

8 . ریختن اجباری مشروبات الکلی در دهان افراد مذهبی .

9 . جلوگیری از خواندن نماز و روزه گرفتن مبارزان مسلمان .

10 . بیدار كردن ناگهانی زندانی در نیمه شب .

11 . وادار کردن زندانی به فحاشی نسبت به دوستان زندانی خود .

12 . سعی در وادار كردن زندانی به كتك زدن دوستان زندانی خود .

همه این ها فقط نمونه هایی از شکنجه های جسمی و روانی بود كه توسط

شکنجه گران متخصص صورت می گرفت .

شکنجه های جسمی متداول در زندان های ساواک :

1. زدن زندانی در ساعت ها و روزهای متوالی با مشت و لگد .

2. زدن با کابل به کف پاها كه از بدترین و موثرترین انواع شکنجه بود .

3. سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار و فندک .

4. کشاندن زندانی بر روی اجاق برقی و سوزاندن بدن وی .

5 . قرار دادن قسمت هایی از بدن زندانی در روغن زیتون جوشیده به نحوی كه آن قسمت از بدن وی کاملا می سوخت . معروف است كه آیت الله غفاری به این ترتیب شکنجه شده است .

6 .خواباندن زندانی بر روی میزی كه به تدریج داغ می شد .

7 . شوك الكتریكی و اتصال برق به اعضای حساس بدن , كه بر اثر آن , زندانی دچار تشنج غیرقابل تحمل و طاقت فرسایی می شد.

8 . بستن متهم به تخت مخصوص و وارد کردن ضربات بی وقفه با کابل به پاهای وی تا آن جا كه باعث تورم شدید پاها شده و خون مردگی شدید در آن ایجاد می شد و سپس وادار کردن فرد شکنجه شده به راه رفتن تا تورم آن بخوابد و باز دوباره زدن شلاق به پای زندانی و چركی شدن پای زندانی و زدن شلاق روی پانسمان .

9 . كشیدن ناخن ها .

10. آویزان کردن زندانی به سقف و وارد كردن ضربات کابل و مشت به بدن وی و چرخاندن او.

11 . شکستن دست و انگشتان زندانی .

12 . قطع انگشتان دست به وسیله گیوتین .

13 . كندن گوشت بدن .

14 . دستبند قپانی ؛ یك دست را از بالای شانه و دست دیگر را از پشت به هم رسانده و با دستبند قپانی می بستند و مدت ها به همین حالت نگه می داشتند که تحمل آن برای زندانی بسیار دردناک بود.

15 . سوزاندن بدن متهم و بعد از آن گذاشتن پارچه خیس روی بدن او . در این هنگام روی بدنش اتو می کشیدند. این عمل باعث می شد تا بدن زندانی تاول بزند. سپس شکنجه گر این تاول ها را می تركاند و دوباره عمل اتو کشیدن را تکرار می كرد.

16 . اغلب آن قدر زندانی را مورد ضرب و شتم قرار می دادند كه وی خون استفراغ می كرد و ادرار او خونی می شد. استفراغ خون و ادرار خونی در اکثر موارد فوق اتفاق می افتاد.

17 . شکنجه آپولو ؛ آپولو یك صندلی مخصوص بود كه زندانی را روی آن می نشاندند و سر او را داخل كلاهی مانند کلاه فضانوردان قرار می دادند ودست های او را پرس کرده و پاها را صاف می بستند و با کابل به زیر پا می زدند یا ناخن را می کشیدند. این صندلی حدود یك متر از زمین فاصله داشت خاصیت این آلت شکنجه چینن بود كه فریادهای شخص بیرون نمی آمد و در داخل کلاه آپولو انعکاس می یافت و خود موجب شکنجه مضاعف زندانی می شد.



شیخ المجاهدین سه شنبه 8 دی 1394 نظرات() ادامه مطلب
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابر برچسب