تبلیغات
مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی - داستان اطلاعاتی غفلت
مرکز مطالعات و بررسی سلاح و آموزش نظامی
مقاومت تا ظهور

با سلام به شما دوست عزیز .
به اطلاع شما میرسانم این وبلاگ فقط و فقط مخصوص اشنایی شما با سلاح های مدرن و پیشرفته میباشد و فقط مدرن ترین , پیشرفته ترین و مجهز ترین سلاح های نظامی در این وبلاگ قرار میگیرند که شامل : مدرن ترین هواپیماها و هلیکوپتر ها , موشک ها , کشتی ها و ناو ها و زیر دریایی ها , تانکها و ماشینهای نظامی , تفنگ ها و ار پی جی ها , واشنایی با سازمان های نظامی مثل سازمان های امنیتی FBI , CIA , PENTAGON و ... میباشد و اشنایی با مراکز تولیدی سلاح های نظامی مثل شرکت لاکهید مارتین و... میباشد.لطفا با دادن نظرات در مورد مطالب , منو در قوی تر کردن مطالب این وبلاگ یاری نمایید.
هر هفته در این وبلاگ مطالب جدیدی قرار میگیرد.شما میتوانید مطالب مورد نظر خود را در قسمت نظرات به من معرفی کنید تا من آن را در وبلاگ قرار دهم , یا میتوانید مطلب را برای من از طریق E-m@il ارسال کنید .
دوستان عزیز دقت کنند که به علت زیادی مطالب مجبور بر آن شدیم مطالب را با موضوعات مختلف دسته بندی کنیم پس اگر دنبال مطلب خاصی می گردید از قسمت موضوعات مطالب می توانید آن را پیدا کنید.
با تشكر
مدیر مرکز مطالعات
Tel: 0916 950 9623
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ را اعلام فرمائید.باتشکر







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
ارسال شده در پنجشنبه 11 شهریور 1395 ساعت ساعت 01 و 47 دقیقه و 27 ثانیه توسط شیخ المجاهدین

موضوع : خاطرات ,  اطلاعات و حفاظت اطلاعات ,  سازمان های جاسوسی , 

ان‏چه در ذیل خواهد آمد ماجر‌ای به دام افتادن یكی‌ از كارمند‌ان دولت است. معاشرت با افراد خارجی بدون در‌نظر گرفتن حساسیت‌ها، بی‌اهمیت تلقی كرد‌ن خواسته‌های افسران اطلاعاتی حر‌بف، عدم آشنایی با شگرد‌های سرویس‌های اطلاعاتی در زمینه‌ی استخدام افراد به منظور جاسوسی همراه با انگیزه‌ی مالی و دریافت پول از جمله مسائلی بود كه‌ دشمن را در جلب هم‏كار‌ی وی موفق گر‌دانید. ان‏چه در ذیل خواهد آمد ماجر‌ای به دام افتادن یكی‌ از كارمند‌ان دولت است. معاشرت با افراد خارجی بدون در‌نظر گرفتن حساسیت‌ها، بی‌اهمیت تلقی كرد‌ن خواسته‌های افسران اطلاعاتی حر‌بف، عدم آشنایی با شگرد‌های سرویس‌های اطلاعاتی در زمینه‌ی استخدام افراد به منظور جاسوسی همراه با انگیزه‌ی مالی و دریافت پول از جمله مسائلی بود كه‌ دشمن را در جلب هم‏كار‌ی وی موفق گر‌دانید.
«آقای الف»  به علت ارتباط با عناصر بیگانه و انجام جاسوسی دستگیر‌ و زندانی‌ گر‌دید.
اگر وی با توجه به تحصیلا‌ت عالیه خود تعمق بیش‏تری كر‌ده و خطر را احساس كر‌ده بود، محققاً‌ به مدارج عالی‌تری می‌رسید. انگیزه‌ی «آقای الف»  در هم‏كار‌ی با بیگانه، ندانم‌كاری و عدم توجه به كیفیت‌ نز‌دیكی با بیگانه‌ و ترس از مجازات بعدی بوده است. وی تصور نمی‌كرد اطلاعاتی كه‌ با بیگانه‌ می‌دهد جنبه‌ی جاسوسی دارد، بلكه‌ در اوایل‌ كار‌ به خاطر ادامه‌ی دوستی‌ با افسر اطلاعاتی سفارت اقدام به این عمل نموده‌ است. توجه به كیفیت‌ روابط «آقای الف»  و فرد بیگانه از ابتدا روش كار‌ سرویس‌های بیگانه‌ ‌ را جهت نفوذ در سازمان‌ها و نحوه‌ی آلوده نمودن افراد نشان می‌دهد شكل‌ نزدیكی‌ افسر اطلاعاتی به وی طوری انجام گرفت كه‌ «آقای الف»  تا مدتی‌ طولانی مطلقاً‌ تصور نمی‌كرد كه‌ در چه مسیری‌ قدم گذاشته است، و وقتی متوجه حقیقت‌ موضوع شد كه‌ كاملاً‌ آلوده شده بود.
 «آقای الف»  در یكی‌ از استان‌های مركزی‌ متولد و مدارج تحصیلی را تا سطح دكتری در رشته‌ی قضایی طی و از دانشكده‌ی حقوق در خارج از كشور فارغ‌التحصیل گردید. وی در سال 1367 در یكی از ادارات استخدام شد. چندی بعد در یكی از ضیافت‌های سفارت خارجی با پرسنل آن سفارت آشنا و روابط دوستی آن‏ها ادامه پیدا نمود وبالاخره این آشنایی به معاشرت‌های خانوادگی تبدیل می‌گردد.
پس از گسترش معاشرت پرسنل  با «آقای الف»  ، او از وی تقاضای كمك به منظور تثبیت وضع خدمتی خود می‌نماید و این مسئله را این‏طور عنوان می‌نماید كه چون مدتی است گزارشاتی به وزارت خارجه كشورش در مورد مسائل كلی و نوشته‌های جراید ایران نفرستاده، آیا امكان دارد در این زمینه به وی كمك كند (البته پیش‏نهاد پولی هم نمی‌كند) و «آقای الف»   نیز قبول می‌كند و برای ادامه‌ی دوستی این‌كار را برای وی انجام می‌دهد.
 كم‌كم در جلسات بعدی از «آقای الف»  می‌خواهد كه اگر در تكمیل مطالب جراید ایرانی به موضوعات دیگری كه قابل ملاحظه باشد ، برخورد كرد، از وی مضایقه نكند. به این ترتیب ملاحظه می‌شود كه افسر اطلاعاتی (پرسنل سفارتخانه) بدون مطرح ساختن مسائل مادی مرحله به مرحله «آقای الف»  را صرفاً به منظور كمك به خود و از نظر تثبیت وضع خدمتی خویش در وزارت امور خارجه كشورش به پیش می‌رود.
اگر «آقای الف»  در همان اوایل كار متوجه نزدیكی و تقاضاهای غیر عادی پرسنل آن سفارتخانه می‌شد، مسلماً دچار انحراف نمی‌گردید. ولی او از اصول كارهای اطلاعاتی و نحوه‌ی نزدیكی بیگانگان مطالبی نمی‌دانست. بنابراین افرادی كه در اموری به فعالیت و خدمت مشغولند، برای حفظ مملكت و شخص خودشان باید با خطراتی كه آن‏ها را تهدید می‌‌نماید آشنا باشند. محققاً اغلب كارمندان دولت كه از تحصیلات عالیه برخوردارند با این قبیل خطرات آشنا بوده ولی امكان دارد درصد محدودی به علت سهل‌انگاری و اهمیت ندادن به كیفیت كار و یا نارضایتی‌های مختلف در دام افرادی از شاغلین آن سفارت‌خانه و یا افسران اطلاعاتی بیگانگان قرار گیرند.
وظیفه‌ی «آقای الف»  این بود در آن زمانیكه آن فرد بیگانه به او پیشنهاد جاسوسی نمود بلافاصله موضوع را به اطلاع مقامات مسئول می‌رساند. ولی به علت توسعه‌ی معاشرت با فرد مذكور و مداركی كه به مرور به وی داده بود، این توهم در او وجود داشت كه اگر مطالبی راجع به این موارد را به مقامات مسئول عنوان كند مسئولیت سنگینی خواهد داشت. و لذا این آشنایی را ادامه داد و بیشتر در خیانت آلوده شد. علی‌هذا همان‌طوری كه گفته شد «آقای الف»  موافقت خود را به انجام فعالیت‌های جاسوسی به نفع دولت بیگانه اعلام نمود و در ملاقات بعدی یادداشت‌های بیشتری را ، تهیه و به پرسنل سفارت‌خانه مربوطه تحویل و در مقابل، مبلغ 3000 دلار دریافت كرد و آن فرد نیز علی‏رغم دوستی‌های گذشته با او  در مقابل مبلغ دریافتی‏اش از «آقای الف»  رسید كتبی گرفت و بدین ترتیب «آقای الف»  با این سند كاملاً خود را به عنوان یك جاسوس در اختیار سفارت‌خانه‌ی بیگانه قرار داد.
به طور كلی این سرویس‌ها سعی می‌نمایند كه در اولین فرصت بر علیه این جاسوسان مدركی در دست داشته باشند و هیچ مدركی قاطع تر و برنده‌تر از رسید دریافت پول نیست و افسران اطلاعاتی این‌كشورها می‌دانند كه اگر شخصی مانند «آقای الف»  زمانی از انجام فعالیت جاسوسی پشیمان شود، از رسیدهای آن و مدارك كتبی كه از او در دست دارند به عنوان تهدید استفاده كرده و به همین طریق می توانند برای همیشه این افراد را در اختیار خود داشته باشند.
كما‌این‏كه در زمانی‌كه آن پرسنل سفارتخانه مأموریتش در ایران خاتمه یافت به «آقای الف»  گفت: «خود وی و یا یكی از همكارانش با او تماس خواهند گرفت.»
در اواخر سال 1373 «آقای الف»  از طرف اداره‌ی خود به اروپا اعزام و پس از دو سال و نیم، از یكی از شهرهای اروپا شخصی تلفنی با «آقای الف»  تماس گرفت و از او تقاضای ملاقات كرد و یك هفته بعد در یكی از رستوران‌های شهر با یكدیگر ملاقات نمودند. «آقای الف»  در این جلسه فهمید كه این فرد جدید از طرف پرسنل سابق آن سفارت‌خانه در ایران با وی تماس گرفته است. ملاقات‌های آن‏ها تكرار گردید و تدریجاً این فرد جدید از «آقای الف»  خواست كه هر خبری را كه تشخیص می‌دهد برای آن‏ها مفید است در اختیار او قرار دهد.
«آقای الف»  طبق دستور او پیرامون روابط ایران و یك كشور اروپایی اطلاعاتی را به طرق مختلف جمع‌آوری و متناوباً در اختیار فرد جدید قرار می‌داد. پس از خاتمه‌ی كار «آقای الف»  در اروپا فرد جدید به او گفت در تهران شخصی از طرف او با وی تماس خواهد گرفت و قرار شد اگر این شخص به «آقای الف»  بگوید: آیا پروفسور را می‌شناسی، هم‏كاری خود را با وی آغاز نماید.
در سال 1380 پرسنل دیگر سفارت خارجی تلفنی با «آقای الف»  تماس گرفت و اولین ملاقات آن‏ها انجام شد و این شخص جمله‌ی تعیین شده‌ی قبلی را با «آقای الف»  گفت و قرار شد كه تماس‌های خود را ادامه دهند.
از این مرحله به بعد «آقای الف»  با توجه به موقعیت شغلی خود قلباً مایل نبود كه با بیگانگان همكاری نماید و حتی چندین بار از ملاقات با پرسنل سفارتخانه مزبور خودداری كرد ولی بالاخره پرسنل مزبور همراه یكی از اتباع خود كه برای بازدید از نمایشگاه وارد ایران شده بود، به دفتر «آقای الف»  در محل كارش مراجعه و به اتفاق ناهار صرف كردند و قرار شد كه یك هفته بعد یك‏دیگر را ببینند. در این ملاقات پرسنل مذكور مبلغ 5000 دلار به «آقای الف»  پرداخت نمود و از او تقاضا كرد كه در هر زمینه‌ای اطلاعاتی را كه جنبه‌ی محرمانه دارد برای وی تهیه نماید.
اما موفق به انجام این كار نشده و توسط وزارت اطلاعات دستگیر گردید است